دیدم دوباره معجزه قرن خویش را
اینها شنیدنیست
شاید اگر کمی بتوان خوبتر نوشت
این معجزات کوچک امروزی شما
بیش از فسانه های گذشته باور نمودنیست
هرگز به آسمان ماهی نشد دو نیم
به صرف اشاره ای
هرگز به هیچ اجاقی ندیده ام
آتش شود چوبردو سلام از نظاره ای
هرگز به هیچ فرش زمینی ندیده ام
که برجهد به عرش خدا چون ستاره ای
اما من!
دیدم دوباره معجزه قرن خویش را
برگونه کودک دیشب میان برف
آی فال فال فال حافظ شیراز
با آن صدای ضعیفش آن دست های پاک
آن چشم های آبی بی باک
و قامتی تکیده ز سرمایش
با نیم بند دکمه ی کت در میان برف
من با دو چشم خود
دیدم دوباره معجزه قرن خویش را
زیرا میان آنهمه کولاک و زمهریر
آتش درون گونه ی خشکش دویده بود
قلبش تپان چون پر ققنوس قصه ها
بر آتش درونی خود آرمیده بود
اینها شنیدنیست
شاید اگر کمی بتوا خوبتر نوشت
این معجزات کوچک امروزی شما
بیش از فسانه های گذشته باور نمودنیست
نظرات شما عزیزان:
خوب بود..مرسی
.gif)